شب یلدا

تـــو کجـــــــــــايی شــــب يلدا
مـــــــن بـــه انتظــارم ايـــــــنجا
تــــو کجـــــايی شب ســـــاقی
شـــــب عشق و شـــــب راوی
تــــــو کــجايی عشق شـــــبانه
شـــــــب شــــــاعر و تـــــــرانه
تو کـــجايی شب شعر عاشقونـه
تو ستاره چشمک های بی بهونه
تو کـــــجايی شــــــــب يــــــلدا
شـــــــــــب شــور و شب شبها
چند روزی بیشتر به شب یلدا نمونده ! خواستم اولین نفری باشم که راجع به شب یلدا می نویسم.و شب یلدا رو تبریک می گم. اولین یلداتون نیست اخریش هم نباشه !
حرف هاي شبونه دل من با خدا

سلام دوستان ![]()
![]()
![]()
وقتی که عقربه های ساعت از دوازده میگذره . وقتی زمین آروم میشه از تموم تلاشا و قتی شب پاورچین پاورچین به آسمون پا می زاره و وقتی که با خلوت شب تنها میشی
اون وقت احساس می کنی نسیم خنک واست پیامی آورده .پیامی پر از عطر یاس و نرگسو پره از قطرهای ناب گلاب وپره ازلحظه های شیرین پرواز .
شب شدوسکوتی دل انگیزوپر از رازو نیازهای آبی ,سبزو سپید.شب شد و خلوت من با خدا.نمی دونم چه جوری از این خلوت بنویسم.
من با خدااشک هام سرازیر میشه. یعنی من با خدا بیگانه نیستم؟خدایا کاش اونقدر بزرگ بودم که می توانستم دست های تو که برای دوستی دراز شده را بگیرم.لمس کنم و ببوسم !
کاش دست های تو لمس کردنی بود!کاش می تونستم سرم را در آغوش تو که مهربانتر و گرمتر از آغوش مادری بزارمو زار زار گریه کنم!برای خودم و تمام کار های بدی که کردم!
برای تمام لحظه های که با کارام ناراحتت کردم,برای تمام گلهای که چیدم ,برای تمام شب های که با ستاره های آسمونت قهر بودم, برای تمام صبح های که بهت سلام نکردم برای تمام یا کریم های که از روی دیوار پروندم, برای تموم وقت های که یادم رفت آسمون آبیه,برای که یادم رفت شقایق چه رنگیه, برای که یادم رفت گل محمدی چه بوی داره!
برای که یادم رفت سیب چه طعمی داره!...........
خدا جون منو ببخش به خاطر همه روزای که پرواز نکردم ومثل کبوترات در آسمون آبیت اوج نگرفتم .غرق نشدم !گم نشدم.
خدایا وقتی فکر می کنم دوستم داری یه احساسی بهم دست میده یه احساس خوب, خیلی خوب
خدا جون خودت که خوب می دونی می خوام با عشق دوست باشم. می خوام با آبی آسمونت آشتی کنم .می خوام دست های ایمان و ببوسم. میخوام آب و لمس کنم
می خوام آبی شم.خدایا دستم و بگیر اگه دستمو نگیری می افتم,
میشکنم و میمیرم.
خدایا دوست دارم آن قدر که.....اصلا چرا بگم خودت بهتر می دونی .خدا جون می خوام یه کاری کنم همه به یاد تو باشن. یاد امامامون که چقدر زجر کشیدن می خوام
ازت اجازه بگیرم .می خوام کسای که داغدارن بی تابن یه لحظه تو کربلا به یاد بی بی زینب بیفتن و تموم امامای که سختی کشیدن . موندم چی بگم چه جوری اون همه زجرو دربه درو بی کسی وظلم و نامردومی و نامردی رو وصفش کنم .ولی می خوام تمام سعیمو بکنم پس تنهام نزاز.
پس شب بخیر خدای مهربون من بزار بازم بگم بزار هزار بار بگم
دوست دارم,دوست دارم,دوست دارم
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
غربت

سلام دوستان خوبم
غربت رو دلم سنگینی کرده، چشمام خیس از اشک فراق شده.
دستام می لرزه برای اینکه از تنهایی آقام امام زمان بگم. از غربتش که چیزی جز هجران نداره.
آقا جان بوی گل نرگس به مشاممان می خورد، بوی دلتنگی که از سفیدیش رو دلمان اثر می کند.
آقا جان می دانم تنهایی و بی وفایی چقدر سخته. می دانم چقدر از تنهایی و بی یار و یاوری رنج می بری.
آقا جان دیگه چی بگم جز اینکه می خوام بگم در صفوف عاشقای تو که با تو و محبوب تو پیمان عشق بسته اند قرار بگیرم و وفادار باشم.
نگاهم را به گنبد سبزت خیره می کنم و اشکام و رو گونه هام سرازیر می کنم تا بدونی چقدر دوست دارم.
آقا جان وقتی برای تو می نگارم از نوشتن سطر سطر کلمات برای تو احساس آواز حبس شده در گلوی فاخته ها را دارم .
آقا جان دلتنگم، تا کی نباید آواز حبس شده ی درگلویم را که مانند آواز حبس شده ی گلوی فاخته ها است را به طراوت گل ها پیوند بزنیم.
پس منتظریم منتظر منتظر منتظر منتظر
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
میلاد امام رضا(ع)

زادگاه
هشتمين پيشواي شيعيان امام علي بن موسي الرضا عليه السلام در مدينه ديده به جهان گشود.
كنيه ها
ابوالحسن و ابوعلي
لقبها
رضا، صابر، زكي، ولي، فاضل، وفي، صديق، رضي، سراج الله، نورالهدي، قرة عين المؤمنين، مكيدة الملحدين، كفوالملك، كافي الخلق، رب السرير، و رئاب التدبير
مشهورترين لقب
مشهورترين لقب آن حضرت ?رضا? است و در سبب اين لقب گفته اند: ?او از آن روي رضا خوانده شد كه در آسمان خوشايند و در زمين مورد خشنودي پيامبران خدا و امامان پس از او بود. همچنين گفته شده : از آن روي كه همگان، خواه مخالفان و خواه همراهان به او خشنود بودند. سر انجام، گفته شده است: از آن روي او را رضا خوانده اند كه مأمون به او خشنود شد.?
مادر امام
در روايتهاي مختلفي كه به ما رسيده است نامها و كينه ها و لقبهاي ام البنين، نجمه، سكن، تكتم، خيزران، طاهره و شقرا، را براي مادر آن حضرت آورده اند.
زاد روز
درباره روز، ماه و سال ولادت و همچنين وفات آن حضرت اختلاف است.
ولادت آن حضرت را به سالهاي (148 و 151 و 153ق) و در روزهاي جمعه نوزدهم رمضان، نيمه همين ماه، جمعه دهم رجب و يازدهم ذي القعده ناميده اند.
روز شهادت
روز وفات آن حضرت را نيز به سالهاي (202 و 203 و 206ق) دانسته اند.
اما بيشتر بر آنند كه ولادت آن حضرت در سال (148ق) يعني همان سال وفات امام صادق عليه السلام بوده است، چنان كه مفيد، كليني، كفعمي، شهيد، طبرسي، صدوق، ابن زهره، مسعودي، ابوالفداء، ابن اثير، ابن حجر، ابن جوزي و كساني ديگر اين نظر را برگزيده اند.
در باره تاريخ وفات آن حضرت نيز عقيده اكثر عالمان همان سال(203ق) است.
بنابر اين روايت، عمر آن حضرت 55 سال مي شود كه 25 سال آن را در كنار پدر خويش سپري كرده و 20 سال ديگر امامت شيعيان را بر عهده داشته است.
اين 20سال مصادف است با دوره پاياني خلافت هارون عباسي، پس از آن سه سال دوران خلافت امين، و سپس ادامه جنگ و جدايي ميان خراسان و بغداد به مدت حدود دو سال، و سر انجام دوره اي از خلافت مأمون.
فرزندان
گرچه كه نام پنج پسر و يك دختر براي ايشان ذكر كرده اند، اما چنان كه علامه مجلسي مي گويد: حداكثر تنها از جواد به عنوان فرزند او نام برده اند.
به دسيسه مامون و با سم او به شهادت رسيد و پيكر مطهر او را در طوس در قبله قبه هاروني سراي حميد بن قحطبه طايي به خاك سپردند و امروز مرقد او مزار آشناي شيفتگان است.
دعا
بيا به زمزمه ياد يار، دردل شبها
درون تيره خود را چو روز، روشن كن
بيا سحرگاهان
خزان خسته دلى را
به عطر «ياد» و شميم «دعا» چو گلشن كن
تو را كه مانده چنين بىپناه و دلگيرى
به جز خداى جهان، هيچ تكيهگاهى نيست
به پيش پاى تو،
اى اشتياق سبزوجوان،
به جز نيايش و راز و نياز، راهى نيست
زیر این طاق کبود
دلمان می گیرد
زیر این طاق کبود
دلمان کشتی نوح
دلمان ، ماه منور را از هر سوی جهان می طلبد
دلمان می گیرد ...
نامه اي به خدا...

سلام ای خدای مهربان.
سلام ای خدای توانا.
خداوندا دل مردم سردشده سنگ شده
چرا چرا؟
چرا عشق معنی ندارد چرادوست داشتن افسانه شده.
چرا زندگی تلخ شده چرا همه جا سیاه شده.
همه جا گرد غم و ماتم نشسته.
هر که را می بینی غمی دارد دلی تنگ دلی سرد دلی که تا دوروز پیش لانه کفتر و یا کریم بود الان لانه جغد شوم و موریانه ها شده.
خداوندا نمی گویم نمی پرسم چون می دانم خطاست.
می خواهم بدانم چرا؟
چرا دیگر لی لی نیست تا بشکند کاسه مجنون را.
چرا فرهاد کوه کنی نیست.
همه جا رنگ سیاه ماتمه.
دینت را به یغما بردند محمد.
دین تو این نبود.
دین تو حقیقت بود.
به اسم دین تو و اسلام چه خطاها که نمی کنند.
حجاب از میان رفته .
کوحرمت کو احترام .
مگر دین تو دین شادی نبود پس چه شد آن شادی ها.
خداوندا نمی گویم چرا دین اسلام این شد.
حقیقت از بین رفت.
خداوندا من را ببخش اما می دانی می سوزم از این همه بدی و نامردی.
وقتی می بینم گلی پرپر می شود تا سرحد مرگ می روم وداد می زنم
خدایا به داد نهالها و جوانه ها برس.
نگذار گلی پرپر شود .
نگذار عاشقی طعم تلخ شکست را بچشد.
نگذار جوانی تا سرحد مرگ برود و فقط از ترس عذاب خودش را خلاص نکند.
خدایا اگر خودکشی گناه نبود تا الان هزاران بار خودم را کشته بودم.
نه برای خودم برای داغ لاله ها خودم را می کشتم.
خداوندا ولی این را بدان من هرچقدر زجر بکشم سختی بکشم نا مرادی ببینم خنجرها برپشتم ببینم دردی احساس نمی کنم چون تو را دارم و می دانم هیچ کار تو بی حکمت نیست.
خداوندا هرجا هستی بالای کوه زیر دریا میان بت خانه یا میکده
فقط تورا می پرستم خدای یگانه و میگویم:
![]()
![]()
![]()
![]()
خداوندا دوستت دارم![]()
![]()
![]()
![]()
![]()

کارگران مشغول کارند...
سلام![]()
![]()
![]()
تا چند روز ديگه بر مي گردم...
خداحافظ![]()
![]()